تبليغاتX
رها
و باز من

و باز دل تنگیای من

باز شوری که گویا اومده تا منو به گریه بندازه...

اما دیگه اشکی واسم نمونده

از قدیم می گن :

        خود کرده را تدبیر نیست.

         یا از ماست که بر ماست.

         یا از مکافات عمل غافل مشو.

یا میگن: خودم کردم که لعنت بر خودم باد..

حال من کدوم یکیه؟؟؟

گناهه من اینه که:

 ندیده شدم عاشق رویت/ پناهم ده در باغ گیسویت

بیفکن گوشه نگاهی برمن سایه نشین

                               که خلوتی می خواهم از کنج کویت

به یاد تو:دیوونه همیشگی

                 

+ نوشته شده توسط مانا در و ساعت 11:31 |
مگر من با تو چه کرده بودم

که سهم من از رمضان ها غم شد و اشک؟

به تقاص کدامین گناه

یا به شوق کدامین نگاه

محکومم کردی به سکوت وسکون؟

میدانم

هرگز نخواستی بیاد بیاوری

که یکی در کنج تاریکی سیاهچالی

که تو

کلید آن را

در هلهله آرزوهایت گم کردی

با ترانه خاطره هایش

هرشب جان می دهد....

نفرین به دل...

+ نوشته شده توسط مانا در و ساعت 19:4 |

آنقدر احمقم

که هنوز

در تنهاییم با تو حرف می زنم

در اشکهایم با تو می خندم

وبا تو...

آخرین طبقه قصر آرزوهایم را می سازم

اما...

در آخرین لحظه

قهقهه شیطانی ات

آن قصر بلند را بر سرم خراب می کند!

له می شوم...

خنده شوقم

همچون لبخند مردگان بر لبانم خشک می شود

می خوابم....

اما می دانم که اگر کابوس خوابم نشوی

از طلوع خورشید

دوباره حماقتم را به بازی می گیری

نفرین به من....

+ نوشته شده توسط مانا در و ساعت 18:59 |
دوباره رفتی

دوباره باید منتظر و چشم به راه باشم

دوباره تنهایی و دل تنگی...

دوباره منو خودم...

منتظر شنیدن چیزای دیگه ای بودم ولی تو ...

باورم نمیشد ولی کم کم داره میشه

کاش می شد و کاش می شد

+ نوشته شده توسط مانا در و ساعت 18:56 |

بازم دلم هواتو کرده.بازم دلم گرفته

ولی کو شونه هات که بتونم بهشون تکیه کنم و بزنم زیر گریه؟؟

کو دستایی که نوازشم کنند تا آروم شم؟؟

کو چشایی که میشد باهاشون به هر جا سفر کرد؟؟

کجایی مانا؟؟به یاد کی اشک بریزم؟؟به یاد کی بخندم؟؟

دلم واست تنگ شده..بیشتر ازونی که فکرشو بکنی

ولی چیکار میتونم بکنم؟؟

فراموشت نمی کنم.فراموشم نکن..دوست دارم

+ نوشته شده توسط مانا در و ساعت 20:29 |
آره بازم منم همون دیوونه همیشگی..همونی که تو رو میپرسته

همونی که تمام دنیاش تو بودی و هستی

آره هنوزم اون قدر می خوامت که میام اینجا و به یادت با خودم

حرف می زنم و میخندم

به یاد گذشته هایی که با هم بودیم..چه روزایی بود.

هیچ وقت دلم نمیاد تو نوشته هات دست کاری کنم آخه

 هر کدومشون منومیبرن به آسمون خاطره ها

هیچ وقت دلم نمیاد حتی یه ذره از خاطره هاتو از ذهنم پاک کنم

میدونم زندگی اون طور نشد که می خواستیم ولی ما خودمون باید اون طوری باشیم که هستیم

باید رفت و بازم باید رفت

هر رفتنی رسیدن نیست اماواسه رسیدن باید رفت

+ نوشته شده توسط مانا در و ساعت 21:53 |
ارزش محبت به استمرار آن است نه به اندازه آن. رسول اکرم(ص)

کاش به دورانی برگردم که تنها غم زندگیم شکستن نوک مدادم بود....

یه سیب تا بیفته زمین هزار تا چرخ می زنه..

زندگی ما آدما هم مثل یه سیبه که داره از بالای یه درخت میفته پایین.

تا برسیم به مقصد هزار تا چرخ میزنیم.

چنینه رسم سرای درشت..گهی پشت به زین و گهی زین به پشت

اما همیشه یادمون بمونه که همه چی میگذره

تنها چیزی که باید از زندگی آموخت تنها یک کلمه است: میگذره

تا چشم بگشایی زندگی پیر میشود..ناگهان چقدر زود دیر می شود

پس از شادیا سرخوش و از ناراحتی ها ناامید نشیم که همه چی تموم

میشه..فقط آروم باشیم و صبر داشته باشیم و یادمون باشه اون بالاها یکی

 هستش که داره مارو میبینه و شاید این نزدیکیا تو قلبمون

 


 

+ نوشته شده توسط مانا در و ساعت 12:55 |

تقدیم به او که یاد او از دلم برون نخواهد شد

همیشه ماندگار

یاد تو بارها و بارها

در ذهن ویرانم تداعی می شود

یاد روزهای بارانی

در زیر آلاچیق عشق

و یاد شبهای پر ستاره

که زیر نور کهکشان محبت ساکن بودیم.

و یاد آن حرفهای قشنگ که از جنس دلت بود.

با یاد تو به دوردستهای خیال سیر می کنم

و با یاد تو از غمها فارق می شوم .

یاد تو بر این دل مجروح مرحم است .

یاد تو روح سبز زندگی را در کالبد وجودم زنده می سازد.

یاد تو تداوم بخش راه زندگی است

و تو پندار ابرها گریستن خود از یاد برند.

باشد که پرندگان پرواز را فراموش کنند

گویی که خورشید پرتو افشانیش را دریغ دارد

ولی بدان که تو در خاطر خسته ام رخنه کرده ای

و چون گل سرخ و شقایق و پرستوی عاشق

همیشه جاودان خواهی ماند.

مهربانم ، هرگز از یاد خسته ام برون نخواهی شد

و تو را چون خالق هر چه لطافت و عشق است ،

دوست دارم و می پرستم ...

 

+ نوشته شده توسط مانا در و ساعت 18:12 |

زیباترین عکسا در اتاق تاریک ظاهر می شوند ، هر وقت در قسمت تاریک زندگیت قرار گرفتی بدون که خداوند می خواد تصویری زیبا ازت بکشه

همانقدر که ستاره هست اگر ماه بود بازم این آسمون بی تو سیاه بود

رسم زمونه : تو چشم می گذاری ، من قایم می شم و تو یکی دیگه رو پیدا می کنی

وقتی خاطره های آدم زیاد می شه دیوار اتاق پر از عکس می شه ولی همیشه دلت واسه کسی تنگ می شه که نمی تونی عکسشو بزنی به دیوار

ماه من گمگشته نگاتم ، ساده که خاک زیر پاتم ، خاکی باش ولی خاکی نشو

انگار پای ثانیه ها لنگ می شود وقتی دلی برای دلی تنگ می شود

همه واسه دوستشون گل می فرستن ، من موندم واسه گلم چی بفرستم

داشتم تویه جاده می رفتم که چشمم خورد به یک تابلو که روش نوشته بود دوست داشتن دل می خواد نه دلیل ، از ته دل دوستت دارم بدون هیچ دلیلی

هر چی عشقه با نگینش ، هر چی خوبه بهترینش ، آسمونا با زمینش ، همشون فدای تو

یکی محبت میکنه ، یکی ناز ، اونی که ناز میکنه همیشه محبت می بینه اما اونی که محبت میکنه همیشه تنهای تنهاست

نگاهی آشنا به یاس کردم ، تو را در برگ گل احساس کردم ، در کلاس ناز چشمات دو واحد دوستی را پاس کردم

مانده ام در کوچه های بی کسی                           سنگ قبرم را نمی سازد کسی

مردمان خاکسترم را باد برد                               بهترین یارم مرا از یاد برد

اگه آدمی زندگی را دوست داشت در آغاز تولد نمی گریست

هروقت تو کوچه پس کوچه های قلبم گم شدی بدون بیچاره شدی و نمی تونی از کسی آدرس بگیری ، چون جز تو کسی اونجا نیست

دوستای خوب مثل ستاره می مونن حتی اگه نبینیشون مطمئنی سر جاشون هستن

ویرانه نه آن است که جمشید بنا کرد                  ویرانه نه آن است که فرهاد فرو ریخت       ویرانه دل ماست که با هر نظر دوست                صد بار بنا گشت و دگر بار فرو ریخت

اگه دیدی تو آسمون هیچ ستاره ای نیست ناراحت نشو ، خودم حاضرم تا صبح برات چشمک بزنم تا بشم تک ستاره دلت

چشماتو دایورت کردی رو قلبم خیالی نیست ، حداقل از رو ویبره درش بیار تا اینقدر دلمو نلرزونه

اگه دیدی کسی محکم بهت لگد زد ناراحت نشو چون خیلی توپی

نیوتن : در سقوط افراد در چاه عشق قانون جاذبه هیچ تقصیری ندارد

توی ایران خرابتر از بم نداریم ، بمتم ای .....

روزی که مردم تابوتم را سیاه کنید که همه بدانند سیاه بخت بودم ، بر روی سینه ام تکه یخی بگذارید تا جای معشوقم برایم گریه کند

اگر حلقه عشق از طلاست ، حلقه دوستی از وفاست ، پس بی وفا یادی از ما کن

 

+ نوشته شده توسط مانا در و ساعت 12:57 |
عاشقی مقدور هر عیاش نیست                          غم کشیدن صنعت نقاش نیست

 

بوسه بر عکست زنم ترسم که قابش بشکند

                                              قاب عکس توست اما شیشه عمر من است

 

آن که می گفت ز یک گل نشود فصل بهار

                                              چه خبر داشت که همچون تو گلی می آید

 

چون که ما نوری نداریم واسه هم هدیه بیاریم

                                             میون رنگای دنیا عاشق رنگای تاریم

 

اگر دست علی دست خدا نیست                   چرا دست دگر مشکل گشا نیست

 

یادته وقتی وفا رو توی چشمای تو دیدم           

                                           به گرونترین بها بود که برات عشقو خریدم

 

مردی نه به قوت است و شمشیر زنی          آن است که جوری که توانی نکنی

 

من در این جای همین صورت بی جانم و بس

                                                 دلم آنجاست که آن دلبر عیار آنجاست

 

که گفت در رخ زیبا نظر خطا باشد                 خطا بود که نبیند روی زیبا را

 

هست آن نیست که هر لحظه کنارت باشد

                                           هست آن است که هر لحظه به یادت باشد

 

روز بازار جوانی چند روزی بیش نیست

                                            نقد را باش ای پسر کافت بود تاخیر را

 

در طالع من نیست که نزدیک تو باشم

                                               می گویمت از دور دعا گر برسانند

 

خدا را در فراخی خوان و در عیش و تن آسانی

                             نه چون کارت به جان آید خدا از جان و دل خوانی

 

+ نوشته شده توسط مانا در و ساعت 13:54 |


Powered By
BLOGFA.COM